تبليغاتX
ماهی پری

ماهی پری

 

 

سلام...

 

 

 

« همیشه می رنجانیم

 

همیشه دلتنگم میکنی

 

و نمی ترسی

 

که بروم و دیگر هرگز نیایم»

 

دیوانه نیستم

 

بیگانه ام

 

با تو....

 

با خودم....

 

با آنچه سالها بوده ام...

 

نه آنم که بودم و نه آنکه می خواستم باشم!

 

مانده ام میان بود و نبود

 

حرف بودن و نبودن نیست....

 

آری...میدانم....

 

قرن ها از نبودنم می گذرد....

 

کاش می دانستی

 

« گاهی می توان نبود

 

نه وقتی که باید نباشی

 

اصرار به بودن حماقت است

 

چقدر این روزها دلم می خواهد نباشم...»

 

 

از آن کسی نبوده ام

 

هیچ ندارم از آن خود

 

یا رب!...مرا از آنِ خود کن................

 

 

پ.ن!!!: آشفته بازاری است این دنیا!.... می مانم....ولی نه اینبار.....

 

 

پ.ن(اونم از نوع بی ربط!!!!)

 

امروز آقای هاشمی یه چیزی گفت...منم فوضول( همون کنجکاو دیگه!)!!!!...

 

قرار شد فردا سوزن استریل کنم ببرم آقای اشکان هاشمی لپمو سوراخ کنه!!! نمی دونم چرا همچین ایده ای

 

 به ذهنم رسید! فقط می دونم که بهش اطمینان دارم.....احمقانه ست ...می فهمم!...

 

(می دونم شمام تو کنجکاوی دست کمی از خودم ندارید! ایشون گفتن روی لپ یه نقطه هست که عصب درد

 

 نداره اگه سوزن بکنی توش از اون ور در میاد هیچیم نمیشه! منم گفتم میشه امتحان کنیم؟!!!)

 

همین....

 

تو رو خدا دعام کنید....

 

هی شما! می دونی با تو ام! بی نظر نرو....یا حق.........

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت17:13توسط ماهی تنگ بلور | |