|
من از آنکه گردم به مستی هلاک به آیین مستان بریدم به خاک به آب خرابات غسلم دهید پس آنگه بر دوش مستم نهید به تابوتی از چوب تاکم کنید به راه خرابات خاکم کنید مریزید بر گور من جز شراب میارید در ماتمم جز رباب مبادا عزیزان که در مرگ من بنالد به جز مطرب و چنگ زن تو خود حافظ سر ز مستی متاب که سلطان نخواهد خراج از خراب.... امضا.... همان مست خراب آبادی!
اجازه بی اجازه ما ردیف خنده هایمان شکسته است پی گلایه ایم ، هورمزد سرزمین ما ز ازدحام هرزگی به غم نشسته است تجرد نگاه ما، تبلور تمام عشق های مات و خسته است! به جرم دل بریدن از خدای برکه ها ترنم بهار از این سراچه رخت بسته است... زیر بار بی عدالتی در این دیار دست های کودکِ نزاده پینه بسته است! تمام باغ های سرزمین ما به جای آب چاه به خون و خاک یوسفان به بر نشسته است! در التهاب وحشی زمین؛ کوچه باغ های بندگی ز عطر تلخی شراب مست و خسته است ..................................... خدا! کجاست ذوالفقار حضرت علی؟ کجاست آن عدالتی که دم زدی؟! به آن محراب پاکش آرزو کردم: برایت خوب دیدن، خوب بودن، خوب ماندن را.... باور کن اگه نبودی بین این همه نارفیق و نامرد نای نفس کشیدن برام نمی موند................. پ.ن: ساعت چهار صبح گیر داده شعرتو تموم کن! اینم تموم!!! ابته هنوز حس می کنم نیمه کارست....
تو که تنها نمی مونی منه تنها رو دعا کن... دیدی؟! دیدی گفتم؟! حالا باورت شد؟ حالا باورت شد که هست؟! باید قسم می خوردم؟! عزیز هم حرفهای منو تایید کرد دیدی؟! راست می گه ها کاش خدایی که هست هم موبایل داشت کاش می شد بهش اس ام اس زد.... بیخیال حوصله ام نمیاد حرف بزنم حوصله ام به هیچی نمیاد! بد شدم دوباره دقت کردی؟! میگما... چرا عزیز آبادی هیچ وقت جواب اس ام اس نمیده؟! اگه اینجوریه خوشحالم خدا گوشی نداره!!! اینجوری آدم بدتر احساس تنهایی می کنه عزیزمممممممممم...دیدی زنشو؟! دیدی چه ماه بود؟! فرشته بود...اونم بالهاشو گم کرده بود ولی! محدثه رو دیدی؟! عزیز دلم! خواهر زاده ی عزیز بودا! آخی یه کاغذ داد بهم بازش کردم توش با کلی گل و بلبل نوشته بود " از تو خوشم اومده"!!! چقدر معصوم بود.... و چقدر خوشحالم که دختره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حوصله هیچی رو ندارم می خوام برگردم... می خوام برگردم تو اون آمفی تئاتر تاریک و گرم! حتی اگه خیس عرق بشم! می خوام برگردم و صدای نیایش اش رو دوباره بشنوم نمی دونم خدا چرا وقتی فرشته هاشو نشونم می ده زود می خواد ازم بگیردشون من دلم درد میگیره...خدا هم می دونه ولی... به محدثه گفتم داییت بینه بچه های اینجا خیلی عزیزه... گفت اگه بره چی؟ بغضم ترکید گفتم هیچ جا نمیره....هیچ جا............ اگه بره چی؟!....واقعا اگه بره چی؟! اگه بره هیچی............................................................. بغض دارم از اون گنده هاش! دلم گریه می خواد...دیشب هم می خواست ولی هیچ بهونه ای واسه گریه کردن نداشتم! واسه همینم گرفتم خوابیدم! بی بهونه ی بی بهونه!!! ولی الان تا دلت بخواد بهونه دارم! تو اون آمفی تئاتر تاریک انقد با لبخند گریه کردم که اشکام ته کشیده! واسه کی دارم می نویسم اینارو؟!؟! شاید برای تو که بیای و بخونی و هیچی سر در نیاری! برای تویی که این همه دوری از من... چه فرقی داره؟! تو ماشین می گه این تیپ چه معنی ای داره؟! آدمهای غرب زده!!! می گم چه فرقی می کنه؟! اون غرب زده . تو زده از غرب!!!! هر دو نگاهتون به یه جاست! بیچاره این سرزمین که زیر پای ما داره جون می ده..... هیچ کدوم هم زیر پامونو نگاه نمی کنیم.... نه غرب زده نه زده از غرب! اه خسته شدم...دلم نمی خواد حرف بزنم... برم؟! میسی! بای پس!
|
About![]()
ماهی پری دلش همیشه خون بود آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 Links
:.٭تشتر : فرشته باران٭.: |