|
خیلی زودتر از اینها باید می آمدم. به حساب فراموشی ام نگذارید... خالی شده بودم از هرچه حرف و گفتنی.....
خوش خبر آمدم ولی... یادم نیست باران می آمد یا نه! خواب دیده بودند برایم...تعبیر شد! گاهی فکر می کنم که زیادی کوچکم برای هم درس شدن با آنها که زود بزرگ شده اند! نمی دانم....شاید من دیر کرده ام نمی دانم! این هم آخر آن پیاده رو: دندان پزشکی تهران....همین! شکر...واسه اینکه هست خدا رو می گم!!!! از وسط خیس و خیس جاده به او می نگرم او نیز چون من تنهاست باران رسم دل تنگی است... خدا جان! تو هم؟! **************************************************** شنیده ام که گفته: او مرا حلال می کند من و گذشتن از گناه او؟! خیال می کند! هزار بار گفته ام که عاشق تو نیستم دوباره از من رها شده سوال می کند.... به گذشته ها که می نگرم می بینم که چقدر کور بودم! چقدر گنگ و چقدر نابینا.... گناه من نیست بار اولم بود! بیزارم از تمام آنها که خوب حرف می زنند... می فهمی کهربا؟! راستی کهربا دلم برایت عجیب تنگ است کجایی؟! نیستی؟! دارم می روم... لا اقل بدرقه ام کن.................... پ.ن: تله پاتی در حد مرگ!!!! تلفن زنگ زد....کهربا بود! پ.ن: آدم بودن را از گرگ ها بیاموزیم.... باز هم پ.ن: بیخیال من گذشتم....کاش خدا هم بگذرد!
|
About![]()
ماهی پری دلش همیشه خون بود آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 Links
:.٭تشتر : فرشته باران٭.: |