تبليغاتX
ماهی پری

ماهی پری

 

 

دلم گرفته . دلم عجیب گرفته است....

و هیچ چیز.نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش...

نه این صداقت حرفی که در میان دو برگ این گل شب بوست...

نه! هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند....

و فکر می کنم این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد....

- چرا گرفته دلت؟ مثل آنکه تنهایی!

- چقدر هم تنها...

- خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی!

- دچار یعنی...

- عاشق!

- و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد...

- چه فکر نازک غم ناکی.....

 

 

عاشقت خواهم ماند بي آنكه بداني.

دوستت خواهم داشت بي آنكه بگويم.

درد دل خواهم گفت بي هيچ كلامي.

گوش خواهم داد بي هيچ سخني

در آغوشت خواهم گريست بي آنكه حس كني

در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حرارتي....

اين گونه شايد احسام نميرد...............................

 

 

سلام.بي اجازه ي بي اجازه! گرم گرم...تازه ي تازه!

بعد از ۱۳۰۰ سال دوباره سلام! چيه چرا بد نگاه مي كني؟!

خوب وقت نشد ديگه! عجبا!

 خب حالا ببخشيد!

بابا اين جوري نگام نكن يكي ندونه فكر مي كنه چه جنايتي مرتكب شدم!

مي گم بدبختي عاشق هم نشديم هذيوناتمونو بذاريم پاي عاشقي!

بيخيال دارم چرند مي گم باز!

 

بازم مي آم...قول!

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت12:42توسط ماهی تنگ بلور | |